نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

خشونت سیاسی در واشنگتن newkerala.com # 7075


انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده ، که با یک تقابل غیرمعمول در انتخابات و مرحله به همان اندازه تلخ انتقال نظرسنجی همراه بود ، هنگامی که صدها طرفدار دونالد ترامپ ، رئیس جمهور مستعفی رئیس جمهوری در 6 ژانویه در کپیتول هیل واشنگتن جمع شدند ، ماجرا را برعکس کرد. روزی که جلسه مشترک کنگره برای تصدیق برنده برنامه ریزی شده بود. این واقعیت که چهار معترض جان خود را از دست داده و یک افسر پلیس کاپیتول در مقابل جراحات وارده توسط جمعیت تسلیم می شود ، از جدی بودن اتفاقی حکایت دارد که به نظر جهان خارج حمله فیزیکی بی سابقه ای به پارلمان پارلمان بود. قدیمی ترین دموکراسی از جمعیت سیاسی پیرو جمهوری خواه که توسط کاندیدای ریاست جمهوری خود تا حد زیادی عصبانی شده بودند. نخست وزیر نارندرا مودی در میان اولین رهبران جهانی بود که حمله به دموکراسی را محکوم کرد ، علی رغم این واقعیت که هند تحت رژیم وی از همگرایی عمیق با ترامپ در اکثر مسائل امنیتی اقتصادی و جهانی برخوردار بود. مسئله بی قانونی در واشنگتن این است که این به اوج رسیدن یک کارزار طولانی مدت و بدون مانع در اردوگاه ترامپ تبدیل شد که تبدیل به خصومت شد. این رویداد خطر اقناع عمومی از نوع خاصی را نشان می دهد که اجازه می دهد اعتراضات سیاسی به خشونت کور توسط پیروان متهم عاطفی تبدیل شود.

گزارش ها از ترکیب و رفتار جمعیت خشن در محل پایتخت کپیتول آرام و آشکار است. عصبانیت از این واقعیت که بولتن ها دلیل اصلی شکست او بودند ، ترامپ در 6 ژانویه خواستار اعتراض در دی سی شد و در توییتر نوشت “آنجا باش ، تو وحشی خواهی بود” با رودی جولیانی ، حامی اصلی او ، ادعاهای تقلب در رای گیری را مطرح کرد و خواستار “محاکمه جنگ” است. ترامپ در یک سخنرانی یک ساعته در تاریخ 6 ژانویه ، از طرفداران خود خواست که به پایتخت نشین بروند و “کشور ما را بازگردانند”. وی از مایک پنس ، معاون رئیس جمهور که قرار بود جلسه مشترک را برگزار کند ، خواست “تصویب” کند و وقتی پنس گفت که نمی تواند مانع نتیجه انتخابات شود و ترامپ وی را در این مورد محکوم کرد ، درگیری بین معترضین و پلیس کاپیتول ایجاد شد.

معترضین که دیوارهای ساختمان را مقیاس بندی کرده بودند ، پنجره ها را شکستند ، پلیس را دفن کردند و جای مکان را باز کردند. نکته قابل توجه این است که هسته اصلی طرفداران ترامپ متشکل از ملی گرایان سفیدپوست ، کارگران یقه آبی و کسانی هستند که از “نخبگان فاسد” برای تجارت منافع ایالات متحده متنفر بودند ، همانطور که دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتی خود “America First” استدلال کرد.

یک پرچم بزرگ کنفدراسیون به نمایش گذاشته شد ، که نشان دهنده روحیه خصومت است و یادآور شورش جنوب در حدود 150 سال پیش است. گزارش شده است که بسیاری از معترضین از جلیقه ضد کلاه و کلاه ایمنی استفاده می کنند و این نشان می دهد که راهپیمایی باعث ایجاد یک فضای مبارز می شود و با این وجود این س questionال مطرح شد که آیا پلیس کاپیتول اوضاع را اصلاً خوانده است و آیا نمی توان برای حمایت از کنگره قبلاً از هیچ پشتیبانی حمایت کرد. این پرونده از نظر شکست قانون و نظم نیاز به راستی آزمایی دارد. معاون مشاور امنیت ملی مت پوتینگر پس از حادثه 6 ژانویه استعفا داد. می توان ذکر کرد که حفظ صلح داخلی کارکرد اصلی یک کشور دموکراتیک است.

تجزیه و تحلیل وضعیت قبل و بعد از خشونت در پایتخت منجر به سه تخفیف می شود. اول ، مبارزات انتخاباتی دونالد ترامپ یک تقسیم طبقاتی مشخص در ایالات متحده ایجاد کرد ، متفاوت از تقسیم ایدئولوژیک راست و چپ ، و منجر به نوع جدیدی از ادعای سیاسی توسط بومیان میانسال آمریکایی شد که متقاعد شدند ترامپ از طریق دعوت ملی گرایانه آنها را به آنها اولویت داده است. “اول آمریکا” ، که به معنای محدود کردن جابجایی مشاغل دور از کشور بود و شعار “آمریکا را دوباره بزرگ کنید” ، که به معنای تقویت دفاع ایالات متحده و اجازه دادن به هیچ کشور دیگر ، به ویژه چین ، برای استفاده از ایالات متحده در تجارت و تجارت. سلسله مراتب نژادی در ترامپ که پس از دستگیری در مینیاپولیس در واکنش به عمل یک افسر پلیس سفیدپوست در خفه کردن جورج فلوید ، آمریکایی آفریقایی تبار ، خفه شد ، آشکارا باعث تقویت این حوزه انتخابیه برای وی شده است.

در مرحله دوم ، جنبش زندگی سیاه پوستان با این واقعه احیا شد و برخورد بی ادبانه اعتراضات ناشی از آن با درخواست مساعدی مبنی بر اینکه این تحریک کار افراط گرایان چپ گرا و ضد ملی گرایان بود ، همراه با رویکرد عجیب و غریب غیرمسئولانه ترامپ نسبت به بیماری همه گیر کوید. ظاهراً این امر موجب عدم پذیرش ضمنی سیاست های وی نه تنها توسط سیاه پوستان و بسیاری از افراد رنگین پوست ، بلکه توسط تعداد زیادی از افراد معقول آمریکایی نیز شده است. آنها کانالي را براي دور انداختن نظراتشان در خبرنامه ها يافتند که اين بار تعداد آنها بي سابقه بود. ترامپ می توانست آن را به طور غریزی احساس کند ، به همین دلیل در این قسمت از تمرینات انتخاباتی بسیار حساس شد. این آرا پستی بود که اختلاف سهم آرا two دو نامزد را به میزان قابل توجهی افزایش داد و بر امتیاز جو بایدن رئیس جمهور تازه انتخاب شده افزود.

این سومین قرائت در همه این موارد است که احتمالاً شکل مواردی را که قرار است در سیاست آمریکا رخ دهد نشان می دهد ، برخی از آنها مثبت است ، اما همچنین بسیاری از آنها باید باعث نگرانی شود. ترامپ از این نظر که به ظرافت های سیاسی علاقه ای ندارد و درک درستی از نحوه کارکرد دموکراسی با تفاوت های جمعیت شناختی با سایر همسران و اسلاف خود ندارد. وی در گذشته شاهد چندین مورد اعتراض مخالفانش بود که به خشونت کشیده شد ، اما ظاهراً تصور می کرد افرادی که به سمت پایتخت می روند هرگز تحت تأثیر توصیه های جنگ طلبانه خود خشونت بی سابقه جمعیت را برانگیخته نمی کنند. ترامپ برای اینکه مسئولیت این خشونت توسط جمعیت طرفدارانش در گوشه ای قرار نگیرد ، با عجله او را محکوم کرد و قانون شکنان را “غیرآمریکایی” محکوم کرد. اظهارات وی مبنی بر اینکه “او عاشق راهپیمایان بود” به عنوان تلاشی برای استفاده بیشتر از یک معامله بد ، مورد توجه قرار نگرفت. اگر او هنوز برای انتخابات بعدی در دسترس است ، می تواند گلدان را برای آن نگه دارد ، مطمئناً از سیاست های دموکراتیک درس می گیرد.

علاوه بر این ، ترامپ ظاهراً کاملاً به خواست خود پایبند بوده است. او از افراط گرایی چپگرا شیطان پرست شد ، اما به نظر می رسد نتایج نشان می دهد که خود آمریکایی ها نسبت به چنین ایدئولوژی بی اعتمادی شدیدی را حفظ کرده و از دعوت های چپ در این انتخابات چشم پوشی کرده اند. ترامپ اقدامات “پوشش چهره” و “فاصله اجتماعی” را که علیه کوید انجام شد ، مسخره کرد و سعی کرد ثابت کند که او یک رهبر نترس است. درست همانطور که وی آخرین بار به رادیکالیسم اسلامی به عنوان دشمن آمریکا تمرکز کرده بود ، این بار نیز چین را به عنوان یک دشمن بزرگ قرار داد. میراث ترامپیسم که ممکن است در دوره آینده صحنه داخلی ایالات متحده را آزار دهد ، ادغام شدید ملی گرایان سفیدپوست در پشت آن با تفاوت های ظریف افراط گرایی در تفکر آنها علیه “خارجی ها” ، نخبگان فاسد و مجموعه بهره برداران حاکمان است. به عنوان رئیس جمهور ، بایدن باید بتواند آشتی و برابری را ارتقا دهد تا تلاطم اوضاع داخلی را برای او آزاد نگه دارد و برای تعریف مجدد برنامه سیاست خارجی خود که مورد توجه جهان است ، به زمان نیاز دارد.

هند علاقه زیادی به چگونگی نگاه ریاست جمهوری بایدن به این کشور در متن روابط بسیار نزدیک نظامی و دفاعی بین ایالات متحده و هند در دوران ترامپ و همچنین همگرایی رویکردهای دو کشور در بسیاری از موضوعات جهانی دارد. نکته مهم ، رئیس جمهور جدید می تواند درک درستی از چگونگی محور سینو-پاک بزرگترین تهدید برای امنیت ملی هند در حال حاضر را نشان دهد. گرایش دموکرات ها برای مقابله با روابط هند و پاکستان در گذشته با قرار دادن دو پایه در یک پایه ممکن است علی رغم ظهور پاکستان به عنوان منادی رادیکال های اسلامی و اکنون به عنوان نزدیکترین متحد چین ، هنوز به طور کامل درمان نشده باشد. رئیس جمهور شی جین پینگ با آخرین CPEC ، پروژه ای ساخته شده در قلمرو پاکستان که کشمیر را اشغال کرده و از پاکستان به چین کمونیست منتقل شده است ، غیرقابل بازگشت است.

اگر هند برای تبدیل شدن به یک شریک م Pacثر QUAD برای امنیت هند و اقیانوس آرام بدل شود ، دولت بایدن باید با چین و پاکستان تماس بگیرد تا در مرزها برای هند مشکل ایجاد کند. ترامپ یک چهارم به پاکستان یا چین نداده است ، و بایدن همچنین به پیشرفتهای جدید پاکستان ، همراه با ترکیه و مالزی ، یک گروه پیشرو در جهان اسلام ، مطابق با رادیکالهای اسلامی در طالبان و القاعده به قیمت منافع آمریکا. دولت بایدن باید به نقش دوگانه پاکستان در افغانستان توجه داشته باشد و هدف اصلی پاکستان در این کشور کسب “عمق استراتژیک” ، به ویژه در برابر هند با کمک طالبان است. دولت مودی آماده پذیرش رویکرد سیاسی در برابر رژیم جدید آمریكا نخواهد بود كه به منافع اقتصادی و منافع هند آسیب برساند. می توان فرض کرد که دو کشور قبلاً در تعامل بین نمایندگی های دیپلماتیک و امنیتی دو کشور درگیر بررسی این موضوعات بوده اند.

(نویسنده مدیر سابق دفتر اطلاعات است)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *